خدایا تو را سپاس می گویم، به خاطرهمه آنچه دارم و ندارم.


خدا جونم میدونی میخوام چی بگم. میدونی باز ازت چی میخوام. به حرمت همین شبها... یه بار دیگه این بنده گنهکارت رو به درگاهت کرده. میدونی باز چی میخوام بگم. اصلاً مگه میشه تو ندونی.چیز تازه ای نیست. همون حرفهای همیشگی. آخه از کجا شروع کنم. تو که خودت بهتر از دلِ بنده ت خبر داری. خوب میدونی توش چی میگزره... . تو که میدونی قصد و نیتم چیه، تو که میدونی من یه عمره حرف دل و زبونم چیه. تو که میدونی من دیگه طاقت ندارم. تو که میدونی دیگه صبر و تحمّلی واسم نمونده.

می دونم گنهکارم.خیلی... میدونم اگه تمام عمرم بدووم نمی تونم نعمت هاتو جبران کنم. ولی یه دل دارم که پر از اُمیده. می دونه که یه روزی یه جایی دل بنده ات رو شاد میکنی. حتی اگه قیامت باشه... .
واسم دعا کنید. خیلی دلم گرفته. خیــــلی
۰۰:۲ بامداد ۱۹/۱۱/۱۳۸۴
**********************************
و اما امشب...
چی بگم که خیلی تنهام...
نمی دونم که چطور من، تا حالا زنده موندم
تو با اونی وُ حالا من ، تا ابد تنها می مونم

یه عکس از محسن یگانه به همراه چند بیت از ترانه ی غربت من
عکس از دوست خوبم شایان

بیا سکوت لبهات هنوز حرمت خونست
پرنده دل من هنوز بی آشیونه ست
بیا پر از امیده هنوز این دل خسته
هنوزبه پای چشمات، پای عشقت نشسته

*************************************
یادم رفت بگم اُمیدوارم که همیشه هر کجا هستید، خوش و خُرم باشید و
هیچ وقت مثل من تنها نباشید
۳:۳۰ بامداد ۲۰/۱۱/۱۳۸۴